
باز امشب شب مهربانی ست
شمع جان ست ویک جرعه احساس
یک نگاه قشنگ و صمیمی
مرغ دل باز در فکر پرواز
ای خوشا دست بر آسمانها
پیکر ماه را نا ز کردن
روی بال نگاهی که خیس است
تا خود عشق پرواز کردن
با نوای دل انگیز قرآن
حرمت لحظه ها را بپوئیم
با نگاهی که چون لاله خیس ست
بستر سبزه ها را بشوئیم
پس بیا تا سحر باز امشب
صاف و زیبا و بی کینه باشیم
در دیاری که نامش غریبی ست
همچو یاران دیرینه باشیم
